یاد داره شهداء خسروشهر

غم كه مي آيد درو ديوار،شاعر
مي شود
در تو زنداني ترين رفتار شاعر
مي شود
مي نشيني چند تمرين رياضي
حل كني
خط كش و نقاله و پرگار،شاعر
مي شود
تاچه حد اين حرفها رامي تواني
حس كني ؟
حس كني دارد دلم،بسيارشاعر
مي شود
تازماني با توام انگارشاعرنيستم
ازتوتا دورم دلم انگارشاعرمي شود
بازمي پرسي :چه طوراين گونه
شاعرشد دلت ؟
تو دلت را جاي من بگذار شاعر
مي شود
گرچه مي دانم نمي داني چه دارم مي كشم
از تو مي گويد دلم هربار شاعر
مي شود000
((( سخنان گهربار )))
كسي كه از خود راضي وخودپسند باشد غضب كننده به وي بسيارخواهد بود0
هزار دوست و همنشين بسيارنيست ولي يك دشمن براي آدمي البته زياد است0
دنيا براي تو دوروز است روزي موافق تو،روزي مخالف تو
روزي كه موافق توست طغيان وسركشي نكن وروزي كه به
ضررتوست صابروبردبارباش0
كسي كه بسيار فخر
مي كند،پرهيزكاري ندارد0
صبر،دوصبر است صبر(تحمل)برچيزي كه خوش نداري و
صبر(خودداري )ازچيزي كه دوست داري0
كسي كه اندرزونصيحت را بپذيرد ازرسوايي مصون خواهد ماند0
آدمي به گفتارش سنجيده
مي شود وبه رفتارش ارزيابي
مي گردد، چيزي بگوكه كفه سخنت سنگين شود وكاري كن كه قيمت رفتارت بالا رود0
زشت ترين عيبها كم گذشتي از لغزش مردم وبزرگترين گناهان،
شتاب كردن درانتقام است 0
نصيحت گفتن به فردي درحضور مردم ،كوبيدن شخصيت آن فرد است0
هرتازه واردي درمحيط نامانوس حيرت زده مي شود،براي آرامش خاطر،سخن خود رابه سلام آغازكنيد0
بدترين مردم كساني هستند كه ديگران ازترس شرشان ازآنان
پرهيز مي كنند0
ناخوشي دروغگويي ازتمام ناخوشيها قبيح تروناپسندتراست
جهل وبي خبري انسان ازعيوب اخلاقيش دررديف بزرگترين گناهان اواست 0
به سخني كه ازدهان كسي خارج شده تا احتمال خوبي درآن مي دهي گمان بد مبر0
در راه حقي كه بدان راهنمايي شده ايد از اين كه همراهان اندكند هراس نداشته باشيد0
دانشمندان غريبند زيرا كه نادانان فراوانند0
هيچ فقيري گرسنه
نمي ماندمگربه خاطر آن بهره اضافي كه غني مي برد0
به حق سخن گفتن بهتر ازلال بودن وخاموش نشستن است0
نيكوكار كسي است كه اعمالش گفتارش راتصديق كند0
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی
نمايش اقتدار بسيج
در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي
وعده ديدار ما در ۵ آذر ماه


نمايش اقتدار بسيج
در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي
وعده ديدار ما در ۵ آذر ماه


رفتنش مانند سنگ آئینه ما را شکست
یاد او کردم ولی داغش دل ما را شکست
رفتن او رفتن از باغی به باغ دیگر است
وای من پرواز او پرواز و بالم را شکست
قیصر امینپور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .
در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.
در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.
در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مىآید که شاعر در این منظومه 28 صفحهاى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مىگیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مىشود. »
"آینه هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امینپور را بازتاب مىدهد؛ در این مرحله امینپور به درک روشنترى از شعر و ادبیات مىرسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشهاى مىدهد که در ساختارى نو عرضه مىشود. آینه هاى ناگهان، امینپور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مىکند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مىشود.
در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امینپور با عنوان "آینه هاى ناگهان 2"منتشر مىشود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتابهاى درسى به عنوان نمونه هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مىآید.
در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه هایى مىشود که زمزمه لبهاى پیر و جوان مىگردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امینپور نشان مىدهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مىسپارد که در سال 78 به بازار مىآید. "گلها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امینپور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپهاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبهرو شد.
دکتر قیصر امین پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هماکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است
قمقمه
|
سوت خمپاره كه آمدهمه درازكش شدند دود وخاك غليظي به هوا برخواست ومتعاقب آن صداي يا ابوالفضل بچه هابه گوشش خورد قمقمه ها را دور كمرش محكم كرد فورا خود را به محل فرود خمپاره رساند دوسه تا ازبچه هاغرق درخون بودند با ديدنش آنهايي كه رمقي به تن داشتند یاابوالفضلي گفته صدايش كردند000 چند روزي قبل از شروع عمليات بود كه بچه ها دورهم جمع شده بودند همگي ازاينكه عمليات تا دو سه روزديگرشروع مي شد خوشحال بودند همه سعي مي كردن د تا به هرنحوي كه شده دل همديگررابدست آورده وبه همرزمان خود خدمتي كنند0 اوهم تصميم خودش راگرفته بود0 قمقمه ها را محكم دور كمرش بسته بود و در زير بارش شديد گلوله هاي توپ وخمپاره دشمن صداي ياابوالفضل بچه ها راپاسخ مي داد بچه ها ي غرق به خون با ياابوالفضل گفتنشان ازقمقمه هاي اوسيراب مي شدند و بیشترشان هم به شهادت مي رسيدند0 حلقه محاصره تنگ ترشده بود و شدت بارش گلوله ها به اوج خود رسيده بود ديگرصداي ياابوالفضل بچه هابه ندرت به گوش مي رسيد ديگرقمقمه هاي بيشتري هم دركارنبود تنهايك قمقمه برايش مانده بودكه آنهم آبش ازنصف به پايين بود0 خمپاره اي دركنارش فرودآمد ومتعاقب آن دود وخاك مجددا به هوا بلند شد قطره هاي قرمزخون از قمقمه اش روي خاك ها ريخت تركش خمپاره كارخودش راكرد وآّب قمقمه اش را با خونش رنگي كردبه سختي وبازحمت بسيارنيم نگاهي به اطراف انداخت ياابوالفضلي گفت شايد منتظر جرعه اي از قمقمه آبي بود اما 000 ديگر قمقمه اي دركارنبود ديگر كسي نبود كه به صداي اوپاسخي بدهد سنگربچه ها درسكوت محض فرورفته بود 000 از دور صداي اسب سوار سبزپوشی به گوش مي رسيد000 |
قصه آخر
000وجمعه مثل هميشه شروع اين قصه
كسي كه نيست تويي بازدرهمين قصه
نه يوسفي كه به پيراهني شوم دل خوش
نه مي رسي كه شودقصه بهترين قصه !
وقصه ي همه ي جمعه ها شبيه هم است
كجاست جمعه آخر000نه000آخرين قصه؟
تمام هفته ام ازغصه پرشده بي تو
چه مي شود پايانش دوباره اين قصه ؟
000تومي رسي وجهان غرق نورخواهدشد000
تمام مي شوداين باراين چنين .قصه 000
اميراكبرزاده
جيغ خمپاره
آنروزدرآن معركه مجنون رقصيد
بيخود شد ودركناركارون رقصيد
خورشيد فرورفت به اعماق زمين
ازشرم برادرم كه درخون رقصيد
روي هيجان سرخ
دررقص گلوله.چه دلنشين مي ميرند
روي هيجان سرخ مين مي ميرند
خاكستر پيكر توهم گم شده است
مردان بزرگ اين چنين مي ميرند
تب گلوله
ما را به تب گلوله ها بسپاريد
خاكسترمان رابه خدا بسپاريد
سخت است ميان خاك وخون رقصيدن ؟
اين كاربزرگ رابه ما بسپاريد
قيامت سبز
اين خاك به لطف استقامت سبزاست
پاييزاگركند ملامت سبزاست
پروازكنيد اي كلاغان سمج
اين مزرعه تا روزقيامت سبزاست
ميلادعرفان پور
توحاضري
گاهي اگربا ماه صحبت كرده باشي
ازما اگرپيشش شكايت كرده باشي
گاهي اگردرچاه مانند پدر.آه
اندوه مادرراحكايت كرده باشي
گاهي اگرزيردرختان مدينه
بعداززيارت استراحت كرده باشي
گاهي اگربعدازوضومكثي كني تا
آيينه اي راغرق حيرت كرده باشي
درسال هاي سال دوري وصبوري
چشم انتظاري راشفاعت كرده باشي
حتي اگربي آنكه مشتاقان بدانند
گاهي نمازي راامامت كرده باشي
يا درلباس ناشناسي در شب قدر
ازخود حديثي راروايت كرده باشي
يا درميان كوچه هاي تنگ وخسته
نان وپنيروعشق قسمت كرده باشي
پس بوده اي وهستي ومي آيي ازراه
تاحق دل ها را رعايت كرده باشي
پس مردمك هاي نگاه ماعقيم است
توحاضري بي آنكه غيبت كرده باشي
شورعشق
شورعشقت به دل افتاد چنان مست شدم كه زخود قطع نمودم به توپيوست شدم
آتش عشق تودردل شرري زد كه سحر سوختم خاك شدم يكسره ازدست شدم
نيست ازمن اثري هرچه بگردم چه كنم ليك دركوي توچون نيست شدم هست شدم
سرنهادم به كفت پاي به افلاك زدم مهرگشتم چوتو را ذره شدم پست شدم
با توبي پرده بگويم كه گرفتارتوام بي جهت نيست كه آزاده وسرمست شدم
شهيددكترمحمدجواد باهنر

شعرهای ارزشی، در مورد دفاع مقدس، شهیدان و انقلاب از جمله موضوعات مورد علاقه ایشان است و شاعران را به تشویق برای سرودن غزل های نو درباره ی این موضوعات می پردازد.

|
نگاهى به زندگى، فعاليت و آثار حجتالاسلام والمسلمين سيدهادى خسروشاهى استاد سيدهادى خسروشاهى، به سال 1317 هـ . ش، در تبريز، در خاندانى آراسته به دين و علم و فقاهت، به دنيا آمد و تاريخ سه قرن از حيات و كوشش علمى، فقهى اجداد وى، كه جملگى از علمای بزرگ و فقهای نامدار ايران و عراق در دوران خود بودهاند، اين حقيقت را بهخوبى روشن سازد: پدر وى، آيتاللَّه سيد مرتضى خسروشاهى از اجله علما و فقها و مراجع صاحب رساله آذربايجان، تحصيل كرده نجف بود و از وى علاه بر رساله عمليه چاپ شده، از ديگر آثار ايشان كتاب «نثارات الكواكب على خيارات المكاسب» و كتاب: «حديث الغدير» در نجف و تبريز و قم، چاپ شده است... و ايشان تأليفات ديگرى نيز در فقه و اصول و مواعظ در(چهار جلد) دارند كه مخطوط و موجود است... (علاوه بر استاد دو فرزند ديگر وى: آيتاللَّه سيد ابوالفضل خسروشاهى و آيتاللَّه سيد احمد خسروشاهى از معاريف علما و فقهای قم و تبريز بودند كه در دو دهه اخير به رحمت حق پيوستهاند). پدر آيتاللَّه سيد مرتضى، آيتاللَّه سيد احمد خسروشاهى از علماى بزرگ عصر مشروطيت در آذربايجان بود و آثارى در فقه و اصول دارد كه بعضى از آنها در حواشى كتاب والدش(تقريرات بحث التعادل و التراجيح شيخ انصارى) در نجف به چاپ رسيده است... در جريانات نهضت مشروطه، وى هوادار «خط سوم» و در واقع بدون ورود علنى در ميدان مبارزه سياسى، خواستار «مشروطه مشروعه» بوده و به همين دليل مدتى نيز بهعنوان اعتراض به اوضاع جارى، به نجف اشرف... هجرت كرد. پدر آيتاللَّه سيد احمد، آيتاللَّه سيد محمد خسروشاهى، از شاگردان ممتاز و از تلامذه عاليمقدار محقق بزرگوار، و يگانه دوران، شيخ مرتضى انصارى است كه تقريرات وى از بحث استادش در موضوع «تعادل و تراجيح» همراه «رساله باقريه» در فقه، و رسالهاى در «تقيه» و رساله ديگرى در «حقيقت شرعيه»، جمعاً در 400 صفحه به قطع رحلى و بزرگ، به سال 1310 هـ . ق در نجف اشرف به طبع رسيده است. پدر آيتاللَّه سيد محمد، آيتاللَّه سيد على خسروشاهى، و پدر او آيتاللَّه سيد ابوالحسن خسروشاهى، به شهادت كتب تراجم و رجال، جملگى از علمای بزرگ و فقهای نامدار عصر خود بودهاند...[1] مرحوم شيخ محمد رازى صاحب كتاب «آثار الحجة» در جلد دوم كتاب خود در مورد اين بزرگواران مىنويسد: «تمامى اسلاف اين خاندان، به تقوى و علم و پرهيزكارى و طهارت و پاكى و ايثار و بذل در راه دعوت به خدا و ارشاد مردم به تعاليم اسلامى، معروفند و چرا چنين نباشد، در حالى كه آنان از خاندان اهل بيت هستند و نسب آنان با 35 رابطه به امام حسين بن على بن ابيطالبعليهالسلام مىرسد...».[2] ...استاد سيدهادى خسروشاهى در چنين خاندانى اصيل و ريشهدار، به دنيا آمد و در دامن پدر بزرگوارش پرورش يافت. تحصيلات مقدماتى را در تبريز به پايان رسانيد و پس از رحلت والد محترم، در 1332 ش و در 16 سالگى، عازم قم شد و در حوزه علميه به تحصيل دروس سطح پرداخت و سپس در مراحل بالاى دروس حوزوى: فلسفه، تفسير، فقه و اصول، در حضور اساتيدى چون: آيتاللَّه بروجردى(به مدت چند ماه)، امام خمينى، آيتاللَّه شريعتمدارى، آيتاللَّه علامه طباطبائى و بزرگانى ديگر تلمذ نمود و به دريافت اجازاتى در امور حسبيه(منوط به اذن فقها) و همچنين در مراحل علمى بالاتر - اجتهاد - و نقل حديث از علماء و مراجع بزرگ نجف و قم و مشهد نائل آمد كه از آن جملهاند: امام خمينى و آيات عظام: سيد ابوالقاسم خوئى، سيد شهابالدين نجفى مرعشى، سيد محمد كاظم شريعتمدارى، سيد محمدهادى ميلانى، سيد محمد صادق روحانى و آيتاللَّه شيخ آغا بزرگ تهرانى، آيتاللَّه شيخ مرتضى حائرى، آيتاللَّه سيد احمد زنجانى، آيتاللَّه ميرزا عبدالجواد جبل عاملى، آيتاللَّه ميرزا ابوالفضل زاهدى قمى و ديگران...*** ... تأليفات و آثار استاد به زبان فارسى و عربى(علاوه بر صدها مقاله در نشريات اسلامى ايران و جهان اسلام) بالغ بر 80 جلد مىشود كه بيش از 40 جلد آنها تاكنون بارها در داخل و خارج طبع شده و بعضى از آنها بيش از سى بار تجديد چاپ شده است. علاوه بر تأليفات و ترجمهها، 120 جلد كتاب ديگر نيز با تحقيق، توضيح و يا مقدمه و اشراف ايشان در ايران و ايتاليا و مصر و... چاپ و منتشر شده است. از جمله آثار استاد ترجمه و تحقيق «امام على صداى عدالت انسانى» استاد جرج جرداق در 5 جلد و سه هزار صفحه است كه بيش از ده بار و در دهها هزار نسخه تاكنون چاپ شده است... تدوين و تحقيق و نشر مجموعه آثار سيد جمالالدين حسينى(افغانى) در 10 جلد و باز در بيش از سه هزار صفحه در ايران و مصر، يكى از خدمات ارزنده استاد است و در واقع اين مجموعه، محصول نيم قرن تلاش و كوشش و تحقيق و بررسى در كشورهاى اسلامى و عربى است. مجموعه «حركتهاى اسلامى معاصر» در 20 جلد(تاكنون 6 جلد آن چاپ شده است) و «اسناد نهضت اسلامى ايران» در 10 جلد (دو جلد آن تاكنون انتشار يافته است) و «مجموعه آثار استاد علامه طباطبائى در 16 جلد» از جمله آثارى است كه استاد در تهيه و تأليف و يا جمعآورى و تحقيق و ويرايش آنها زحمت و رنج فراوان را پذيرا شده است و فقط «اهل قلم» مىتوانند بزرگى و اهميت كار را در اين حجم زياد درك كنند! علاوه بر تأليفات و ترجمههاى خود ايشان، استاد همواره، در تدوين و تنقيح و نشر آثار اساتيدى چون: آيتاللَّه كاشفالغطا، علامه سيد محمدحسين طباطبائى، حاج سراج انصارى، سيد محمد محيط طباطبائى، سيد غلامرضا سعيدى، محمد نخشب و... كوشا بوده و خدمات ارزندهاى در حفظ فرهنگ اسلامى و نشر انديشه اصيل اسلامى نموده است. و به همين دليل استاد محمدرضا حكيمى ايشان را «فرهنگبان كوشا» ناميده است.(مقدمه مكتب تفكيك، چاپ اول، - مركز بررسيهاى اسلامى - قم) بيشتر كتابها و آثار خود استاد خسروشاهى در زمينههاى مسائل اجتماعى، سياسى مورد نياز جامعه اسلامى است و اين آثار به تصديق اهل خرد، در روشنگرى نسل جوان معاصر، بى شك تأثير بسزا و نقشى در خور اهتمام داشته است. استاد از سال 1332 و تاكنون، با اغلب مطبوعات اسلامى از جمله: مكتب اسلام، مكتب تشيع، معارف جعفرى، راه حق، نداى حق، وظيفه، مجموعه حكمت، نور دانش، آيين اسلام، مسلمين، آستان قدس، نسل نو، نسل جوان، استوار، پيكار انديشه، مهد آزادى و... همكارى داشته است كه مجموع مقالات مندرج در آنها بالغ بر صدها مقاله مىگردد.. . و پس از پيروزى انقلاب، بيشترين همكارى قلمى را با روزنامه «اطلاعات» دارد. در سطح جهانى با شركت در كنفرانسها و كنگرههاى اسلامى، در كشورهاى اروپايى و اسلامى از جمله: پاكستان، مصر، الجزائر، عربستان، سوريه، قطر، تركيه، لبنان، ايتاليا، انگليس، آلمان، سوئيس و... بهعنوان نماينده امام خمينى و يا نماينده حوزه علميه قم فعال بوده است.[3] استاد در مسئله تقريب بين مذاهب اسلامى، از نيم قرن پيش از پيشگامان اين حركت اصلاحى بهشمار مىرود و مكاتبات ايشان با علامه شيخ محمدتقى قمى، مؤسس دارالتقريب قاهره، در نيم قرن پيش شاهد چگونگى اين امر است [4] و باز در همين راستا استاد با اغلب حركتهاى اسلامى معاصر و رهبرى آنها، در سراسر جهان اسلام ارتباط و پيوند نزديكى داشته است. استاد به سال 1352 شمسى، «مركز بررسيهاى اسلامى قم» را به مثابه واحدى از حوزه علميه قم، تأسيس و به ثبت رساند و سپس در سال 1361، «مركز فرهنگى اسلامى اروپا» را در «رم» -ايتاليا- تأسيس نمود كه هر كدام از اين دو مؤسسه دهها كتاب ارزشمند در زمينههاى اسلامى، از جمله: قرآن مجيد و نهجالبلاغه را به زبانهاى: عربى، انگليسى، ايتاليايى، آلمانى و غيره، ترجمه و منتشر ساخته اند و اين اقدام، در نشر فرهنگ اسلامى در سطح دنيا، از ارزش بالا و والايى برخوردار است. فعاليتهاى سياسى استاد از سال 1332 ش پس از آشنايى نزديك با آيتاللَّه كاشانى، آيتاللَّه طالقانى و شهيد نواب صفوى، آغاز گرديد و به همين دليل، از همان دوران تا زمان پيروزى انقلاب اسلامى، بارها در قم، تهران و تبريز دستگير، زندانى و يا تبعيد شده كه آخرين آن تبعيد به «انارك» يزد، به مدت سه سال بود كه با آغاز انقلاب اسلامى، همراه ديگران آزاد شد...(در تبعيدگاه انارك يزد همراه مرحوم آيتاللَّه پسنديده، حضرت آيتاللَّه ناصر مكارم شيرازى بودند). استاد پس از پيروزى انقلاب اسلامى، نخست به مدت دو سال بهعنوان نماينده امام خمينىقدس سره در وزارت ارشاد اسلامى فعال بود،[5] و سپس به سفارت ايران اسلامى در واتيكان انتخاب شده و به مدت 5 سال در خارج از كشور به فعاليت پرداخت كه تأسيس «مركز فرهنگى اسلامى اروپا» در رم و تأسيس دو ماهنامه به انگليسى به نامهاى: «انكوائرى» و «امريكن ايونتس» و مجلهاى هفتگى به زبان عربى «العالم» در لندن - با همكارى وزارت ارشاد اسلامى- از آثار اين دوران است... در ايتاليا، علاوه بر چاپ و نشر ترجمه قرآن مجيد و نهجالبلاغه به زبان ايتاليايى و نشر ماهنامهاى به نام «جهان نو» - به ايتاليايى-، جمعاً در مدت 5 سال 162 نوع كتاب و نشريه به زبانهاى: فارسى، عربى، انگليسى، ايتاليائى و فرانسوى، منتشر نموده كه در سراسر جهان توزيع گرديده است. در مدت اقامت سه ساله در قاهره بهعنوان رئيس ديپلماسى ايران در مصر، نيز علاوه بر حضور در محافل علمى- سياسى و سخنرانى و مصاحبه تلويزيونى و مطبوعاتى و دهها ملاقات با شيخ الازهر و مقامات علمى- سياسى مصر، بالغ بر 50 جلد كتاب و نشريه، درباره انقلاب اسلامى ايران ، تشيع و اهل بيت تأليف و يا با همكارى و مساعدت ايشان در مصر منتشر گرديد كه اين خود خدمت بزرگى در راستاى وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامى است. مهمترين اين آثار: نهجالبلاغه با مقدمه استاد و شرح شيخ محمد عبده، اهل البيت فى مصر، صحيفه سجاديه، حقيقة علاقة عبدالناصر بالثورة الاسلامية فى ايران، عبداللَّهبنسبا بين الواقع والخيال، ادعية اهل البيت، الامام على بن ابيطالب، الامام الحسين، الامام جعفر الصادق و الطريق الى مذهب آل البيت و عقيدتنا و... مىباشد. استاد علاوه بر زبان تركى - آذرى و استامبولى- و فارسى و عربى، با زبان انگليسى و ايتاليايى هم آشنايى دارد و پس از مراجعت به ايران، از واتيكان، ضمن ادامه اشتغال در وزارت امور خارجه،(به عنوان مشاور وزير) در دانشگاههاى تهران از جمله دانشكده حقوق و علوم سياسى و دانشكده روابط بينالملل وزارت امور خارجه و غيره به تدريس پرداخت. استاد پس از آنكه به مدت سه سال بهعنوان رئيس نمايندگى جمهورى اسلامى ايران در مصر-قاهره بود، در سال 1382 به ايران مراجعت نمود. و بهعنوان مشاور وزير در دفتر مطالعات سياسى و بينالمللى به تحقيق و بررسى پرداخت... استاد در قسمت ارتقاء مقام اعضاء وزارت خارجه، راهنماى بعضى از برادران در تأليف رساله آنان بود... استاد مدت شش سال نيز با نشر فصلنامه پـُرارج «تاريخ و فرهنگ معاصر» به نشر حقايق و روشن ساختن زواياى تاريك تاريخ معاصر ايران و جهان اسلام در چندين هزار صفحه، پرداخت كه بىشك اين فصلنامه فرهنگى تاريخى، به مثابه يك منبع و مستند تاريخى ماندنى خواهد بود و همواره مورد استفاده قرار خواهد گرفت. ويژهنامههايى هم زير نظر ايشان از سوى مركز بررسيهاى اسلامى منتشر شد كه قرار بود بالغ بر 50 جلد گردد، ولى متأسفانه به علت مسافرت به خارج از كشور و اشتغالات ديگر فقط سه جلد از آنها تاكنون چاپ و منتشر شده است. نشر مرتب هفتهنامه «بعثت» كه هماكنون وارد بيست و هشتمین سال انتشار خود شده و تاكنون بالغ بر 1400 شماره از آن منتشر شده است -و همچنان انتشار آن ادامه دارد- يكى ديگر از فعاليتهاى فرهنگى استاد است...مركز بررسيهاى اسلامى- قم (گروه تاريخ - رجال معاصر) |